تفریحی
 متن کارت عروسی یک لر :{{ ما خر شدیم و عشق آغاز شد }} *كرمعلی ورچوقی* و *سکینه میرچوخی* زمان:دوشمبه هفته دیه از غروب افتو تا هر وقت که دعوا شه. گو بازی در نیاریدا ، بیاید !  <) )> _//_

برچسب ها:
باحال.طنز.............,

تاريخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 20:58 | نویسنده : مجتبی |
يه بار به يه دختره گفتم: "ميگيرم ميزنمتاااا" . . . . . . . . . . . . . . .. . . با كمال ناباورى گفت: "تو منو بگير . هرچقدر دلت خواست بزن":|

برچسب ها:
جدید.باحال .آخرخنده.,

تاريخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 20:48 | نویسنده : مجتبی |
سر امتحان به دوستم ميگم برسونيا......! ميگه چيرو؟؟؟!! گفتم سلام منو به عموت!!!

برچسب ها:
طنز:جوک:باحال:جدید,

تاريخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 20:45 | نویسنده : مجتبی |
قيافه يارو يه جوريه که مگسم روش نميشينه اونوقت اسم بلوتوثش رو گذاشته : “دزد دلها”!!!

برچسب ها:
جدید. .....جدید,

تاريخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 20:43 | نویسنده : مجتبی |
فرق زمین خوردن دختر و پسر: دوفففففففسک (زمین خوردن یه دختر به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش) رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای… یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟ یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتونو بدین به من ، من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!! حالا واسه پسرا ... زااااارت (صدای زمین خوردن) رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو! (شپلقققققق"صدای پس گردنی") یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!! یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ! بعدم خانوما میگن حقوقشون پایمال شده والااا بخدا

برچسب ها:
باحال.طنز.جوک.با مزه ,

تاريخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 20:41 | نویسنده : مجتبی |
ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ : - ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ؟ - ﻧﻪ . - ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ؟ - ﻧﻪ . - ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟ - ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻥ . - ﭼﺮﺍ؟ - ﭼﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺘﻢ - ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻦ؟ - ﻧﻪ . - ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻡ . - ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﯽ؟ - ﺍﺯ ﺗﻪ ﻗﻠﺒﻢ ﺁﺭﻩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺩﻭﯾﺪ، ﺷﺎﺩ ﺷﺎﺩ. ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﺷﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ، ﮐﯿﻔﺶ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻋﺼﺎﯼ ﺳﻔﯿﺪﺵ ﺭﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ..پیرمرد نابینا بود ... ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭ ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺣﺮﻑ ﺳﺎﺩﻩ..

برچسب ها:
باحال.عاشقانه.طنز,

تاريخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 20:22 | نویسنده : مجتبی |
سـوار تاکسی بودم ، دیـدم یه دختر خوشگل و سنگین جلو نشسته. پیـاده شد ، دست کرد تو کیفش ، گفــتم مهمون ما باش خانوم خوشگله :)) دیـدم از تو کیفش یه قبض در آورد داد به راننده گفت: " ایـن قبضو بگیر بابا ، وقت برگشتن برو عکسهای منم از آتلیه بگیر " یعنی ریـدم به خودم ، هـی سرخ و سفید می شدم ، خواستم جمعش کنم، گفتم : " دخـترتون هستن ، مـاشالا چقد حالت چشما و فرم صورتشون شبیه شما بود " رانـنده گفت : " دیگه گهم بخوری فایده نداره ، الان مهمون کردنو بهت نشون میدم "

برچسب ها:
جدید جوک های بامزه,

تاريخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 18:37 | نویسنده : مجتبی |
فقط ﻣﺎ ها ﺍﻭﻟﯿﻦ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﮐﺸﻒ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺑﺎﻃﺮﯼ ﻗﻠﻤﯽ ﺑﺎ ﺿﺮﺑﻪ ﺷﺎﺭﮊ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﺜﺎﻝ: ﺯﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﺗﺮﯼ ﮐﻨﺘﺮﻝ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﯽ ﺿﻌﯿﻒ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﺗﻖ ﻭ ﺗﻖ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ ﺭﻭﺵ ﺗﺎ ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺑﺸﻪ ﮐﺎﺭ ﮐﻨﻪ!!!

برچسب ها:
جدید جوک های بامزه,

تاريخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 18:35 | نویسنده : مجتبی |
بابام :بده موبايلتو ببينم!!! من :بابا يه لحظه وايسا رمزشو بزنم ! Delete SMS Video Picture Music Private Number FORMAT MeMoRy CARD من :بيا بابا من چيزي ندارم که ازتون مخفي کنم! بابام :نه ميدونم، من فقط ميخواستم ساعتو ببينم! من : :| بابام : : شکرستان

برچسب ها:
جدید جوک,

تاريخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 18:09 | نویسنده : مجتبی |
چهار دانشجو شب امتحان به جاي درس خوندن به تفريح رفته بودن و هيچ آمادگي براي امتحان نداشتن. روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه اي رو سوار کردن . به اين صورت که سر و صورتشون رو کثيف کردن و مقداري هم لباساشون رو پاره کردن و تو ظاهرشون تغيراتي رو به وجود آوردن . بعد به دانشگاه پيش استاد رفتند. ماجرا را اين طور برا استاد گفتن... که ديشب به يه مراسم عروسي در خارج از شهر رفته بوديم. و در راه برگشت از شانس بد ما يکي از لاستيک هاي ماشين پنچر شد وبا هزار زحمت وهل دادن ماشين رو به جايي رسونديم و اين طور بود که به امادگي لازم براي روز امتحان نرسيديم در نهايت قرار ميشه که استاد سه روز ديگه يک امتحان اختصاصي براي اين چهار نفر برگزار کند. اون ها هم خوشحال از اين موفقيت سه روز تمام درس مي خونن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد ميرن . استاد عنوان ميکنه به خاطر خاص و خارج از نوبت بودن امتحان بايد هرکدوم تو يه کلاس بشينند و امتحان بدن. انها هم به دليل امادگي کامل موافقت ميکنن امتحان حاوي دو سوال بود 1- نام و نام خانوادگي عروس و داماد6 نمره 2- کدام لاستيک ماشين پنچر شده بود 14 نمره

برچسب ها:
جوک.باحال.خنده دار,

تاريخ : شنبه 4 مرداد 1393 | 18:02 | نویسنده : مجتبی |
صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد