تفریحی

متن مرتبط با «باحال » در سایت تفریحی نوشته شده است

باحال آخر خنده

  • نیلوبلاگ

    يه بار به يه دختره گفتم: "ميگيرم ميزنمتاااا" . . . . . . . . . . . . . . .. . . با كمال ناباورى گفت: "تو منو بگير . هرچقدر دلت خواست بزن":|...

    ادامه مطلب
  • باحال....... ....

  • نیلوبلاگ

    سر امتحان به دوستم ميگم برسونيا......! ميگه چيرو؟؟؟!! گفتم سلام منو به عموت!!! ...

    ادامه مطلب
  • باحال جدید ... ... . ..

  • نیلوبلاگ

    قيافه يارو يه جوريه که مگسم روش نميشينه اونوقت اسم بلوتوثش رو گذاشته : “دزد دلها”!!! ...

    ادامه مطلب
  • باحال

  • نیلوبلاگ

    ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺯ ﺩﺧﺘﺮ ﭘﺮﺳﯿﺪ : - ﻏﻤﮕﯿﻨﯽ؟ - ﻧﻪ . - ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ؟ - ﻧﻪ . - ﭼﺮﺍ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟ - ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ ﻣﻨﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﻥ . - ﭼﺮﺍ؟ - ﭼﻮﻥ ﻗﺸﻨﮓ ﻧﯿﺴﺘﻢ - ﻗﺒﻼ ﺍﯾﻨﻮ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻦ؟ - ﻧﻪ . - ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﻗﺸﻨﮓ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺣﺎﻻ ﺩﯾﺪﻡ . - ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﯽ؟ - ﺍﺯ ﺗﻪ ﻗﻠﺒﻢ ﺁﺭﻩ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺭﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺩﻭﺳﺘﺎﺵ ﺩﻭﯾﺪ، ﺷﺎﺩ ﺷﺎﺩ. ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﭘﯿﺮﻣﺮﺩ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﺷﻮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩ، ﮐﯿﻔﺶ ﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻋﺼﺎﯼ ﺳﻔﯿﺪﺵ ﺭﻭ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ..پیرمرد نابینا بود ... ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﻝ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺭﻭ ﺷﺎﺩ ﮐﺮﺩ ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﯾﮏ ﺣﺮﻑ ﺳﺎﺩﻩ.....

    ادامه مطلب
  • جوک باحال

  • نیلوبلاگ

    چهار دانشجو شب امتحان به جاي درس خوندن به تفريح رفته بودن و هيچ آمادگي براي امتحان نداشتن. روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه اي رو سوار کردن . به اين صورت که سر و صورتشون رو کثيف کردن و مقداري هم لباساشون رو پاره کردن و تو ظاهرشون تغيراتي رو به وجود آوردن . بعد به دانشگاه پيش استاد رفتند. ماجرا را اين طور برا استاد گفتن... که ديشب به يه مراسم عروسي در خارج از شهر رفته بوديم. و در راه برگشت از شانس بد ما يکي از لاستيک هاي ماشين پنچر شد وبا هزار زحمت وهل دادن ماشين رو به جايي رسونديم و اين طور بود که به امادگي لازم براي روز امتحان نرسيديم در نهايت قرار ميشه که استاد سه روز ديگه يک امتحان اختصاصي براي اين چهار نفر برگزار کند. اون ها هم خوشحال از اين موفقيت سه روز تمام درس مي خونن و روز ام...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    جدید.باحال .آخرخنده. | جدید. .....جدید | جوک.باحال.خنده دار |